السيد محمد حسين الطهراني
42
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
فطرت باشد و هم حكم عقل و هم حكم شرع ، از ميان هزاران كتاب فلسفه و حديث و تفسير بدست فكر صائب خود بساخت ، و در كام عاشقان عرفان و مشتاقان استدلال و برهان و شيفتگان از متشرّعين و اهل ايمان ريخت . و با تأليف كتب عديده كه اهمّ آنها « أسْفار أربعه » است ، حيات نوينى به علم و برهان ، و به يقين و عرفان ، و به شرع و ايقان بخشيد ، و ملجأ و مأوائى براى حكماى راستين در دفع شبهات ملحدين و منكرين از مادّيّين و زنادقه و منحرفين از ولايت مطلقهء كلّيّه گشت ، و سندى براى قرآن گرديد ؛ بطوريكه چهارصد سال است همه از سفرهء گستردهء وى ميخورند و از شراب معين او مىآشامند و از بركات نفس قدسيّه و رحمات كتابهاى مؤلَّفهء او بهرهمند ميشوند . « 1 »
--> ( 1 ) مقام و منزلت صدر المتألّهين را ميتوان از يك رباعى كه استادش در علم معقول ، أفضل الحكماءِ المتشرّعين : ميرداماد رضوان الله عليه دربارهء او سروده است بدست آورد : صدرا جاهت گرفت باج از گردون * اقرار به بندگيت كرد افلاطون در مكتب تحقيق نيايد چون تو * يك سر ز گريبان طبيعت بيرون چند بيتى هم ملّا عبد الرّزّاق لاهيجى كه هم شاگرد و هم دامادش بوده است - صاحب كتاب « گوهر مراد » و « شوارق الإلهام » - در مدحش سروده است : فلاطون زمان استاد عالم * كه با او دل نيارد ياد عالم جهان فضل را مهر دل افروز * شب جهل از فروغش طلعت روز چو او در مُلك دانش صدر گرديد * هلال دانه دانش بدر گرديد به يُمن نسبت او خاك شيراز * بهاى خون صد يونان دهد باز نيارد مثل او در دانش و هوش * فلك گو تا أبد ميگرد و ميكوش از ملّا صدرا شعر عربى زياد نقل شده است و ليكن شعر فارسى نقل نشده مگر دو بيت كه در « مجمع الفصحآء » مذكور است : آنان كه ره دوست گزيدند همه * در كوى شهادت آرميدند همه در معركهء دو كون ، فتح از عشق است * هر چند سپاه او شهيدند همه البتّه در « تفسير سورهء سجده » ص 10 ابياتى در عظمت قرآن ، و در ص 34 ابياتى در عظمت رسول خدا و ربطش با روز جمعه به فارسى ذكر نموده است و گفته است : اين اشعار را خودم در وقت حال سرودهام .